تبلیغات
مدیریت و مدیران

داستان مدیریتی

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید....

تاریخ 12 آذر 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

گردش فراموش ناشدنی ... !

یكی از دوستانم به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود.
شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.
پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ، آقا؟”
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است”.
پسر متعجب شد و گفت: “منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش…”
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند.
او می خواست آرزو كند كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت.

اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد: ” ای كاش من هم یك همچین برادری بودم.”

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: “دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟”
“اوه بله، دوست دارم.”
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: “آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟”
پل لبخند زد.
او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است.
اما پل باز در اشتباه بود ... پسر گفت: ” بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید.”

پسر از پله ها بالا دوید.
چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.
او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود.
سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :
” اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد … اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی.”

پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند!

تاریخ 17 شهریور 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

استدلال منطقی

همه‌ دانشمندان می‌میرند و به بهشت می‌روند. آنها تصمیم می‌گیرند كه قایم ‌باشك بازی كنند. از بخت

بد اینشتین اولین كسی است كه باید چشم بگذارد. او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند.

همه شروع به قایم شدن می‌كنند به جز نیوتن .

نیوتن فقط یك مربع یک متری روی زمین می ‌كشد و داخل آن روبروی اینشتین می ‌ایستد. اینشتین

می‌شمرد :

1 – 2 – 3 - ............. 97 – 98 – 99- 100

او چشمانش را باز می‌ كند و می‌بیند كه نیوتن روبروی او ایستاده است.

اینشتین بلا فاصله می‌گوید:  " سوك ‌سوك نیوتن ". نیوتن انكار می‌كند و می ‌گوید نیوتن سوك ‌سوك

نشده است . او ادعا می‌كند كه نیوتن نیست .  تمام دانشمندان بیرون می‌آیند تا ببینند چگونه او ثابت

می‌كند كه نیوتن نیست.

نیوتن می‌گوید:  " من در یك مربع یه مساحت یک متر مربع ایستاده‌ام... این باعث می‌شود كه من بشوم

نیوتن بر متر مربع... چون یك نیوتن بر متر مربع معادل یك پاسكال است ، پس من پاسكال هستم ،

پس "سوك ‌سوك پاسكال !!!".

 

تاریخ 4 شهریور 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

دستورات مدیریتی

رییس یک کارخانه بزرگ معاون خود را احضار و به او می گوید:
"روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به اینکه چنین پدیده ای هر 78 سال یکبار تکرار می شود، به همه کارگران ابلاغ کنید که قبل از ساعت 7، با به سر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور یابند تا توضیحات لازم داده شود. در صورت بارندگی مشاهده هالی با چشم عریان (غیر مسلح) ممکن نیست وبه همین خاطر کارگران را به سالن نهارخوری هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند".

معاون خطاب به مدیر تولید :
"بنا به دستور جناب آقای رییس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ریزش باران، کلیه کارگران را با کلاه ایمنی به سالن نهار خوری ببرید تا فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر 78 سال یکبار در برابر چشمان عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند". 


مدیر تولید خطاب به سرپرست:
"بنا به درخواست آقای معاون، قرار است یک آدم 78 ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان در نهارخوری کارخانه فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد".


سرپرست خطاب به سرکارگر:
"طبق دستور و با اجرای هالو 78 ساله ، همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ بارون بارونه گوش کنن" .


سرکارگر خطاب به کارگران :
آقای رییس روز دوشنبه 78 سالش می شود و قرار است در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه. هرکس مایل بود میتونه برهنه بیاد ولی کلاه ایمنی لازمه!!


تاریخ 4 مرداد 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

كشف پاسخ سوال تاریخی اول مرغ یاتخم مرغ

محققان انگلیسی پس از قرن ها كشمكش توانستند پاسخ سوال تاریخی اول مرغ وجود داشت یا تخم مرغ را پیداكنند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاری آلمان، محققان دانشگاه های وارویك و شفیلد انگلیس سرانجام موفق شدند پاسخی برای سوال تاریخی ا ول مرغ یا تخم مرغ پیدا كنند.

تحقیقات این دانشمندان ثابت می كند كه در ابتدا مرغ وجود داشت و دلیل این ادعا وجود نوعی پروتئین موسوم به OVOCLEDIDIN-17 در تخم مرغ است كه تنها در بدن مرغ وجود دارد.

دكتر گالین فریمن محقق دانشگاه شفیلد درباره این كشف جدید گفت: از مدت ها قبل تصور بر این بود كه در ابتدا تخم مرغ وجود داشت اما تحقیقات جدید در خصوص این پروتئین و نقش سازنده ان در شكل گیری تخم مرغ ثابت می كند كه درابتدا مرغ وجود داشت.

محققان انگلیسی در این تحقیق از یك ابر كامپیوتر به نام HECTOR استفاده كرده و مراحل شكل گیری و تكامل تخم مرغ را زیر ذره بین های دقیق ارزیابی كردند.

گفتنی است، این تحقیق ثابت می كند كه پروتئین OVOCLEDIDIN-17 كه تنها در بدن مرغ وجود دارد سرعت رشد تخم مرغ را افزایش داده و باعث سفت و استخوانی شدن بدنه آن می شود

تاریخ 31 خرداد 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

عروسک چهارم

روزی عارف پیری با مریدانش از كنار قصر پادشاه گذر می كرد. شاه كه در ایوان كاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشكر از او خواست كه نكته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود.

استاد دستش را به داخل كیسه فرو برد و سه عروسك از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: «بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری كن.»

شاهزاده با تمسخر گفت: «من كه دختر نیستم با عروسك بازی كنم!»

عارف اولین عروسك را برداشت و تكه نخی را از یكی از گوشهای آن عبور داد كه بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.

سپس دومین عروسك را برداشته و این بار تكه نخ از گوش عروسك داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسك را امتحان نمود. تكه نخ در حالی كه در گوش عروسك پیش می رفت، از هیچیك از دو عضو یادشده خارج نشد.

استاد بلافاصله گفت: «جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی كه اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را كه از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد كرد و سومی دوستی است كه همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته.»

شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: «پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات كشورداری خواهم نمود.»

عارف پاسخ داد : «نه» و بلافاصله عروسك چهارم را از كیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: «این دوستی است كه باید بدنبالش بگردی.»

شاهزاده تكه نخ را گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید كه نخ همانند عروسك اول از گوش دیگر این عروسك نیز خارج شد، گفت: «استاد اینكه نشد!»

عارف پیر پاسخ داد: «حال دوباره امتحان كن.»

برای بار دوم تكه نخ از دهان عروسك خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان كرد و تكه نخ در داخل عروسك باقی ماند.

عارف رو به شاهزاده كرد و گفت: «شخصی شایسته دوستی و مشورت توست كه بداند كی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نكند و كی ساكت بماند.»

تاریخ 26 خرداد 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

کلمه

کلمه

 

سازنده‌ترین

 

كلمه گذشت است

 

آن را تمرین كن

 



 

پرمعنی‌ترین

 

كلمه ما است

 

آن را به كار ببر



 

 

عمیق‌ترین

 

كلمه عشق است

 

به آن ارج بنه.

 

 

 

بی رحم‌ترین

 

كلمه تنفر است

 

از بین ببرش.

 

 

 

سركش‌ترین

 

كلمه حسد است

 

با آن بازی نكن.

 

 

 

 

خودخواهانه‌ترین

 

كلمه من است

 

از آن حذر كن.

 

 

 

ناپایدارترین

 

كلمه خشم است

 

آن را فرو ببر.

 

 

 

بازدارنده ترین

 

كلمه ترس است

 

با آن مقابله كن.

 

 

 

 

با نشاط‌ترین

 

كلمه کار است

 

به آن بپرداز.

 

 

 

 

پوچ ترین

 

كلمه طمع است

 

آن را بكش

 

 

 

 

سازنده ترین

 

كلمه صبر است

 

برای داشتنش دعا كن.

 

تاریخ 6 خرداد 90 | توسط: زهرا وحیدیان | | نظرات()

(تعداد کل صفحات:18)
1
2
3
4
5
6
7
...

منوی اصلی

صفحه نخست
تماس با مدیر
ATOM
پست الکترونیک

درباره ی ما

مدیر وبلاگ : زهرا وحیدیان
با سلام خدمت همه مدیران و همه کسانی که زندگیشان بر پایه مدیریتی درست و کارآمد زیبا و مفید بنا نهاده شده است
هدف از راه اندازی این وبلاگ ارائه مباحث مختلف مدیریتی و تبادل اطلاعات گوناگون پیرامون راهکارهای سودمند در زمینه ها و زیرشاخه های اصول مدیریت می باشد
ضمن تشکر از بازدید شما از این وبلاگ، بدون شک پیشنهادات و نظرات شما عزیزان خواهد توانست در بهتر ارائه دادن مطالب این وبلاگ موثر واقع گردد
زهرا وحیدیان zahra.vahidian@gmail.com

نویسندگان

زهرا وحیدیان (120)

دوستان من

همسرم علی اکبر زمانی
راهکار مدیریت
همکلاسی
مدیریت نوین
ادبیات اسپرانتو
آموزش زبان اسپرانتو
سپید چشمه
مونا ارشادی فر
قالب وبلاگ
ایزدشهر
بازی آنلاین
همه پیوندها

آخرین مطالب

داستان مدیریتی
گردش فراموش ناشدنی ... !
استدلال منطقی
دستورات مدیریتی
كشف پاسخ سوال تاریخی اول مرغ یاتخم مرغ
عروسک چهارم
کلمه

آمار

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آرشیو

آذر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
لیست آرشیوها

ابزار


By: html-codes

By: html-codes


Powered by MihanBlog
Designed by YAS THEME
قالب وبلاگ

کلیه ی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد
طراحی شده توسط یاس تم